آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
44
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
پذيرائى از ما نداشتند ، از اين جهت با هزينهء شخصى نزديك اقامتگاه سفرا خيمه زديم و زير آن غذا مىخورديم . به سبب كمبود نان تازه و آبجو مجبور بوديم از نان خشكيده و آب تيره نهر استفاده كنيم ، زيرا در آن حوالى چشمه آب وجود نداشت . تختههاى شكسته كشتى را تا آنجا كه در دسترسمان بود از آب درمىآورديم و به جاى هيزم استفاده مىكرديم . نوزدهم نوامبر نماينده حكومت مركزى دربند به نام سلطان شاهوردى « 1 » دو نفر از افراد مهم و سرشناس خود را كه يكى از آنها برادر كدخداى نيازآباد بود براى گفتن خوشآمد نزد سفرا فرستاد . آنها همراه سند معرفىنامه ، به عنوان پيشكش از طرف سلطان دربند دو رأس اسب ، دو رأس گاو ، دوازده رأس گوسفند بيست عدد ماكيان ، سه كوزه شراب ، يك كوزه آب زلال ، دو سبد سيب و سه كيسه آرد گندم نيز با خود آورده بودند . سفرا پس از خواندن معرفىنامه دريافتند كه فقط يك رأس اسب به عنوان پيشكش در نظر گرفته شده است ، از اين جهت خواستند اسب ديگر را بازگشت دهند ، لكن نمايندگان سلطان از پس گرفتن اسب خوددارى كردند و گفتند ، چون سلطان فقط از وجود يكنفر سفير اطلاع داشته ، لذا يك رأس اسب فرستاده است ولى آن دو بعدا پىبردهاند كه دو نفر سفير همراه اين هيئت است ، بنابراين يكى از آنها كه در غياب سلطان جانشين اوست ، يك رأس اسب ديگر خريده است تا به اين ترتيب موجبات رضايت و خوشنودى سلطان را فراهم آورد . اسبى كه نصيب بروگمان « 2 » شده بود به خوبى اسب كروسيوس « 3 » نبود ، بنابراين خواست كه مطلقا
--> ( 1 ) - اصل : Schachewerdi ( 2 ) - Otto Brugemann - اتوبروگمان سفير آلمان و رئيس هيئت اعزامى خواننده در صفحات بعد با اين فرد خشن و بدرفتار بيشتر آشنا خواهد شد . م ( 3 ) - Crusius - سفير آلمانى ديگر و نفر دوم هيئت اعزامى . م .